پارت سی و یک :

برای اینکه حال و هوای مریم عوض شود وارد تلگرام شدم. شروین آنلاین و منتظرم بود. عکس پروفایل نداشت. بعد از احوال‌‌پرسی رسمی از او خواستم عکسش را بفرستد که پیام فرستاد ابتدا صحبت کنیم بعد عکس بفرستد. مریم گفت:
ـ لابد قشنگ نیست.
شانه‌‌ای بالا انداختم و جواب دادم:
ـ بذار ببینیم چی می‌‌گه.
شروع به پرسیدن سؤالات معمول کردم که یک‌‌دفعه پررو شد و من را دل‌‌آرای عزیزم خطاب کرد

مطالعه‌ی این پارت حدودا ۶ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۶۳۷ روز پیش تقدیم شما شده است.
نظر خود را ارسال کنید
فقط از طریق اپلیکیشن دنیای رمان میتوانید نظر خود را ارسال کنید
آخرین نظرات ارسال شده
  • زهرا

    0

    عالی

    ۲ سال پیش
  • راضیه نعمتی | نویسنده رمان

    🧡

    ۲ سال پیش
  • رقیه

    0

    عالی ولی باز نمیشه

    ۲ سال پیش
  • راضیه نعمتی | نویسنده رمان

    برنامه رو ببندین دوباره باز کنید ❤

    ۲ سال پیش
  • اسرا

    0

    عجب خندیدم ولی نمازشوت جه حالب شد🙏💞💋

    ۲ سال پیش
  • راضیه نعمتی | نویسنده رمان

    نظرت واضح نبود اسرا 😍❤

    ۲ سال پیش
  • نسترن

    1

    انشالله که مشکلشون حله

    ۲ سال پیش
  • راضیه نعمتی | نویسنده رمان

    🤲😍

    ۲ سال پیش
کپی شد!